دیروز در راه برگشت از محل کارم ،رادیو جوان گوش می کردم که ناگهان خبر جالبی جلب توجه کرد.مضمون خبر به این صورت بود که وقتی عقرب ها متوجه بشوند که زهر نیش آنها دیگر اثر نمی کند خودکشی می کنند.
عقرب ها گروهی از سخت تنان هستند که بیشتر در مناطق گرمسیری زندگی می کنند و همین عقرب ها وقتی سنشان بالا می رود و دیگر زهر نیش آنها اثری نمی کند ،دو تا از چنگال ها یشان را در دو چشم خود آنقدر فشار می دهند تا که بمیرند.بیچاره عقرب ها.
اونها متوجه شدند ولی هنوز بعضی از آدمها ....




امروز آسمان صاف نیست، یکرنگی نیست ،صفا نیست ،حقیقت ،صداقت نیست .امروز ترس در دلها جا خوش کرده وشجاعت رخت خود را بسته ،در حال گریز است .امروز دورنگی ودو رویی در همه جا بیداد میکند .امروز تو دیگر خودت نیستی،تو را نمی شناسم،سکوتت را درک نمی کنم. آخر چرا؟می دانم. تو برای من ومن برای تو وآنها که آنجا نشسته اند برای دیگران....واین تا کی می خواهد ادامه یابد.روزی شاید نه چندان دور پسرم از من می پرسد من نمی خواهم آنچه که شما تکلیف کرده اید ومن در خود می ماننم که کدام بهتر بود سکوت یا...